قاموس سخن
علفهاي هرز به باغچه ي
علفهاي هرز به باغچه ي فراموش شده هجوم مي برند، احساس هاي بد، عشق مراقبت نشده را به درون خود مي كشند. (نامشخص)
عقلانيت باز عقلانيتي
عقلانيت باز، عقلانيتي است كه فراموش نمي كند يكي در چند است و چند در يكي. (نامشخص)
عشقورزي همانند نيايش
عشقورزي همانند نيايش، هم گونهاي رفتار است، هم گونهاي نيروي شفابخش و آفريننده. (نامشخص)
عشق ويژگي اي نيست كه به
عشق، ويژگي اي نيست كه به كلي نسبت به آن بيگانه باشيد. (باربارا دي آنجليس)
عشق و اشتياق بالهاي
عشق و اشتياق، بالهاي پرنده ي بلندپرواز خلاقيت است. (گوته)
عشق هرگز گم نمي شود اگر
عشق هرگز گم نمي شود؛ اگر انتظار تلافي آن را نداشته باشيد به خودتان باز مي گردد و قلبتان را پاك و صاف مي گرداند….
عشق نمك پاشيدن به
عشق، نمك پاشيدن به زخمهاي كهنه نيست، مرهم نهادن است و شفا بخشيدن. برخاستن و پيش رفتن است و آشتي كردن با زندگي. (لئوبوسكاليا)
عشق مانند آن بوته ي خاري
عشق مانند آن بوته ي خاري است كه هرچه بيشتر در كندن آن از زمين تلاش شود، آن خارها بيشتر در جسم و گوشت طرف…
عشق كور نيست؛ عشق
عشق، كور نيست؛ عشق، تواناييها را ميبيند، نه ناتوانيها را؛ و با ديدن تواناييها، ديگر تمايلي به ديدن ناتوانيها ندارد. (نامشخص)





