قاموس سخن
يك پيشه ميتواند ابزاري
يك پيشه ميتواند ابزاري براي هدفهاي پنهان و سركوب شده باشد، به همان سادگي كه ميتواند فينفسه، خود هدف باشد. (آبراهام مازلو)
يك اهرم به اندازه ي كافي
يك اهرم به اندازه ي كافي بلند به من بدهيد، من مي توانم تمام جهان را تكان دهم. (نامشخص)
يك اثر هنري اقدامي عمدي
يك اثر هنري، اقدامي عمدي از جانب هنرمند براي ايجاد يك حالت عاطفي معين، از راه مخاطب قرار دادن شمار محدودي از حواس مدركه […
يادگيري حركتي است
يادگيري، حركتي است هميشگي و بدون زمان و بدون گذشته. (كريشنا مورتي)
يا دست به دست يكديگر مي
يا دست به دست يكديگر مي دهيم، يا تفرقه در ميان ما حاكم خواهد شد. (مثل قديمي)
وقتي نتيجه ي انتخابات
وقتي نتيجه ي انتخابات آشكار شد، يعني رأي بالاترين مرجع آشكار شده است. (ويكتور هوگو)
وقتي كه ما گنجينه هاي
وقتي كه ما گنجينه هاي حقيقي در دست داريم، هرگز متوجه آن نمي شويم؛ چون آدمها به وجود گنج باور ندارند. (پائولو كوئيلو)
وقتي كسي را با انگشت
وقتي كسي را با انگشت نشان مي دهي، بايد بداني كه سه انگشت ديگر به سوي خودت اشاره دارد. (نامشخص)
وقتي شاهد رقص باشم با
وقتي شاهد رقص باشم با رقص همراه مي شوم. (فرناندو پسوا)
وقتي خود را آتش مي زنيد
وقتي خود را آتش مي زنيد، ديگران مي خواهند سوختنتان را تماشا كنند. (نامشخص)





