قاموس سخن
هنر تلخي هاي زندگي را
هنر، تلخي هاي زندگي را افزون مي سازد و اين تلخي ها، زندگي را شيرين مي كند. (نامشخص)
همين كه فيلسوف پرسنده ي
همين كه فيلسوف، پرسنده ي زمان شود، بر آن شده است كه زمان را از [خود] زمان دريابد. (هايدگر)
هميشه كوتاهترين لذت
هميشه كوتاهترين لذت، شيرين ترين لذتهاست. (نامشخص)
هميشه پس از آن كه روز از
هميشه پس از آن كه روز از راه برسد، مثل هميشه دير خواهد شد. (فرناندو پسوا)
هميشه براي دست از كار
هميشه براي دست از كار كشيدن، زود است. (نورمن وينسنت پيل)
هميشه از خواندن هر مطلب
هميشه از خواندن هر مطلب [ =جستار ]، يك هدف داشته باشيد. (نامشخص)
همواره به همسايه ات مهر
همواره به همسايه ات مهر بورز؛ اما نخست از آنان باش كه به خود مهر مي ورزند؛ (نيچه)
همهي ما بر روي اين
همهي ما بر روي اين كرهي خاكي آفريده شدهايم، تا راهمان را كشف كنيم و اگر بنا بر ديدگاه كس ديگري زندگي كنيم، هيچ گاه…
همهي آنچه كه ما انجام
همهي آنچه كه ما انجام ميدهيم، مبناي دستاوردهاي آيندهي ماست. (جيم رآن)





