قاموس سخن
نشان هميشگي خرد ديدن
نشان هميشگي خرد، ديدن معجزه [=كاري شگفتانگيز] ميان چيزهاي مرسوم است. (رالف والدو امرسون)
نسبت انديشه اي كه مطالعه
نسبت انديشه اي كه مطالعه مي كنيم با آنچه كه به ذهن خودمان مي رسد، نسبت فسيل گياهي ماقبل تاريخي است با گياهي كه در…
نخستين وظيفه ما كه خود
نخستين وظيفه ما كه خود پيش شرط وظايف ديگر است، خوب شدن است به خاطر آنكه بتوانيم خوبي كنيم. (نامشخص)
نخستين كسي كه مي تواند
نخستين كسي كه مي تواند زن را فريب دهد، خود اوست. (لافونتن)
نخست سازش و آرامش را در
نخست، سازش و آرامش را در خودتان ايجاد كنيد، تا بتوانيد آن را به ديگران بدهيد. (نامشخص)
نپذيريد باور نكنيد از
نپذيريد، باور نكنيد، از هيچكس، حتي از من، مگر آنكه با خرد بيگزند خودتان در هماهنگي و سازگاري باشد. (بودا)
نبايد وابسته به ترحم شد
نبايد وابسته به ترحم شد، زيرا انسانهاي به نهايت والايي هستند كه رنج و درماندگي آنان را از سر تصادف شاهد خواهيم بود. (نيچه)
نام آوري و احترام را از
نام آوري و احترام را از خشونت و سنگدلي نبايد به دست آورد. (سيسرو)
نادانان همانا مردم
نادانان، همانا مردم، رودي را مانند زورقي بر آن شناور؛ و در آن زورق، ارزش گذاري ها با وقار و روي پوشيده نشسته اند. (نيچه)
ناجوانمردانه بازي كردن
ناجوانمردانه بازي كردن، تجاوز از اصول رقابت [=چشم و همچشمي] درست است. آنها كه جوانمردانه بازي ميكنند، برندگان نهايي بازي هستند. (كيم وو چونگ)





