قاموس سخن
اگر ما شايستگي دوست
اگر ما شايستگي دوست داشتن را نداريم، شايد به اين دليل است كه خواهانيم تا دوستمان بدارند؛ يعني چشم داشت چيزي (عشق) را از ديگري…
اگر گمان ميكنيد كه
اگر گمان ميكنيد كه نميتوانيد كاري را انجام دهيد، اگر گمان ميكنيد كه شايستگيهاي انجام كاري را نداريد، پس بدانيد كه هرگز نميتوانيد كار مهمي…
اگر كشاورزي مُشتي دانه
اگر كشاورزي، مُشتي دانه را در بهار بكارد، نبايد چشمداشت برداشتي بزرگ را در پاييز داشته باشد. (جيم رآن)
اگر كسي ديگران را به
اگر كسي، ديگران را به سبب شكستهاي خود، گناهكار بشمرد، جاي آن دارد كه به سبب كاميابيهايش هم ديگران را ستود. (نامشخص)
اگر كسي از خانه بيرون
اگر كسي از خانه بيرون بيايد و نداند به كجا مي رود نادان است. (مثل انگليسي)
اگر قوانين ديگران را
اگر قوانين ديگران را ندانيد، بي شك، بازي را خواهيد باخت، زيرا ناگزير، دير يا زود، آن قوانين را زير پا خواهيد گذاشت. (آنتوني رابينز)
اگر قادر نيستي خود را
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري، همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري. (نامشخص)
اگر عشق دارو بود دستور
اگر عشق دارو بود، دستور كار ضميمه ي آن كتاب پر حجمي مي شد. (نامشخص)
اگر شمار بيشتري از مردم
اگر شمار بيشتري از مردم، همان ميزان انرژي را كه براي سرزنش، گلايه و خرده گيري از ديگران بكار مي برند، براي به دست گرفتن…
اگر شكيبا باشي تا باد
اگر شكيبا باشي تا باد بيفتد و هوا كاملاً صاف شود، هرگز هيچ چيزي نخواهي كاشت و هيچ ثمره اي به دست نخواهي آورد. (نامشخص)





