قاموس سخن
اكرام مكن كسي را به
) اكرام مكن كسي را به چيزي كه بر او دشوار باشد. (نامشخص)
افسوس گذشته را خوردن و
افسوس گذشته را خوردن و به اميد آينده به سر بردن نادرست است؛ بايد از اين لحظه بيشترين بهره را برد. (جين وبستر)
آفرينش تلويزيون انتقام
آفرينش تلويزيون، انتقام گرفتن تئاتر از صنعت سينما است. (پيتر اوستينف)
افرادي كه از كارآمدي
افرادي كه از كارآمدي بالايي برخوردارند، در ايجاد توازن و هماهنگي مورد نياز بين جنبههاي گوناگون زندگيشان نيز مهارت دارند. (وين داير)
افراد كامروا ميدانند كه
افراد كامروا ميدانند كه شكست، بخش مهم روند يادگيري است. (جك كانفيلد)
افراد بسيار كامياب به
افراد بسيار كامياب، به هر تجربهاي به چشم فرصت مينگرند. (جك كانفيلد)
آفتاب به گياهي حرارت
آفتاب به گياهي حرارت ميدهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد؛ از پوست خود بيرون بياييد تا كامروا شويد. (نامشخص)
اِعمال قدرت زحمت دارد و
اِعمال قدرت، زحمت دارد و مردانگي مي خواهد؛ اين است كه بسياري، حق مسلم و ثابت خود را جاري نمي كنند. (نيچه)
اصيل بودن سعادت است اما
اصيل بودن سعادت است، اما خوب است رفتار ما به گونه اي باشد كه نياز به پرسش از اصل ما نباشد. (لابروير)
آشنايي سطحي براي هنرمند
آشنايي سطحي براي هنرمند بسيار كم است، او را مي آزارد و از تاثيرش مي كاهد. (فرناندو پسوا)





