قاموس سخن
انجام عمل غير ممكن خود
انجام عمل غير ممكن، خود، گونه اي تفريح است. (والت ديسني)
آنجا كه درستي به بينش
آنجا كه درستي به بينش سوخت مي رساند، شور و اشتياق آتش را به ارمغان مي آورد. آتش حقيقي دلبستگي و باور پايدار، تنها از…
آنان كه نمي توانند
آنان كه نمي توانند مسئوليت بپذيرند، به رهبر نياز دارند و براي داشتن رهبر، داد و فرياد راه مي اندازند. (هرمان هسه)
آنان كه توان آزردن دارند
آنان كه توان آزردن دارند و هيچ كس را نمي آزارند به درستي كه وارثان شكوه ملكوتند. (ويليام شكسپير)
آن گونه كه برخي مي
آن گونه كه برخي مي گويند، دوستان هميشه همنواز نيستند، بلكه تكنوازي هم دارند. (يوهان اسميت)
آن كه مي خواهد كارهاي
آن كه مي خواهد كارهاي بزرگ انجام دهد بايد چشم به آيندگان بدوزد و با عزم راسخ براي نسلهاي در راه فعاليت كند. (آرتور شوپنهاور)
آن كه سخنان نيك ولي
آن كه سخنان نيك، ولي بيثمر گويد و به آنها عمل نكند، چون گل زيبا و رنگارنگ است كه عطر ندارد. (بودا)
آن كه در آرزوي ديدن
آن كه در آرزوي ديدن زيبايي هاي جهان هستي عزم سفر كند، زماني به گمشده خويش دست خواهد يافت كه آن را در بطن خود…
آن كه به فراز مي رود
آن كه به فراز مي رود، ستايش شايسته ي اوست! اما كسي همواره از فراز مي آيد! حتي به دور از ستايش مي زيد؛ فرازنده…
آن كه از دست روزگار به
آن كه از دست روزگار به خشم مي آيد، هر آنچه آموخته بيهوده بوده است. (نامشخص)





