قاموس سخن
آنجا كه آتش فروزان است
آنجا كه آتش فروزان است، ظلمت شب را ياراي بقا نيست. (گوته)
آنان كه سامان و پويندگي
آنان كه سامان و پويندگي در كيهان را دروغ مي پندارند، همواره در انديشه كين خواهي و حمله به جهان پيرامون خويش هستند؛ زندگي خود…
آنان كه آزادي را فداي
آنان كه آزادي را فداي امنيت مي كنند، نه شايستگي آزادي را دارند و نه لياقت امنيت را. (بنجامين فرانكلين)
آن گونه از دگرگوني را كه
آن گونه از دگرگوني را كه دوست داريد در ديگران ببينيد، در خودتان ايجاد كنيد. (گاندي)
آن كه مدام از كمبودها و
آن كه مدام از كمبودها و ناراستي هاي زندگي خويش سخن مي گويد، دوست خوبي براي تو نخواهد بود. (ارد بزرگ)
آن كه درست سخن نمي گويد
آن كه درست سخن نمي گويد، داناترين هم كه باشد، همگان بي سوادش مي پندارند. (ارد بزرگ)
آن كه جوياي كمال است
آن كه جوياي كمال است، بايد هوشيار و خردمند باشد. (بزرگمهر)
آن كه اينجا ياراي
آن كه اينجا ياراي خنديدنش نيست، نبايد بخواند! زيرا “موجود فرومايه اي” در جانش است كه نمي خنداندش! (نيچه)
آن كس كه هميشه شاگرد
آن كس كه هميشه شاگرد باقي مي ماند، زحمت هاي آموزگارش را به خوبي جبران نمي كند. (نيچه)
اشتباه كردن سبب شرمساري
اشتباه كردن سبب شرمساري نميشود؛ يك عذرخواهي خالصانه، روش بزرگ منشانهاي براي جبران كار نادرست است. (پرمودا باترا)





