قاموس سخن
آه بر چه ملال ها بايد
آه، بر چه ملال ها بايد چيره شد و چه مايه عرق بايد ريخت تا آدمي بتواند رنگهاي خودش، قلم موي خودش و بوم خودش…
انگيزهي نابودي آنچه
انگيزهي نابودي آنچه بدان خو گرفتهايم، “ترس” است، ولي انگيزهي جابهجايي آن، عشق به آينده است و بر مبناي آن گونه از نوآوري است كه…
آنگاه كه چيزي جز عشق
آنگاه كه چيزي جز عشق برايتان نمانده، تازه درمييابيد كه ديگر به چيزي نيازمند نيستيد. (نامشخص)
آنكه در درون آرامش دارد
آنكه در درون آرامش دارد، پندار و گفتار و كردار آرام نيز دارد. (بودا)
آنكس كه شادي خويش جويد
آنكس كه شادي خويش جويد و باشندگاني را كه شادي آرزو كنند شكنجه كند يا كُشَد، پس از مرگ، شادي نيابد. (بودا)
انسانهايي كه صرفاً مقلد
انسانهايي كه صرفاً مقلد هستند، در نهايت يك كپي و يا درجه دومي از مورد تقليد خود خواهند شد. (ديل كارنگي)
انسانها نه به نسبت تجربه
انسانها نه به نسبت تجربه هاي خود، بلكه به نسبت ظرفيتي كه براي تجربه كردن دارند عاقل هستند. (جرج برنارد شاو)
انسانها با اشتراك در
انسانها با اشتراك در توليد اجتماعي وارد روابط معيني مي شوند كه گريزناپذير و مستقل از اراده هايشان است. (كارل هنريش ماركس)
انسان هميشه در پي چيزي
انسان هميشه در پي چيزي است كه از او دوري مي جويد و رد مي كند چيزي را كه به او تسليم مي گردد. (آندره…





