قاموس سخن
اي شكست من جسارت
اي شكست من، جسارت جاويدان من! من و تو به طوفان مي خنديم. (جبران خليل جبران)
اي انسان! خودت به ياري
اي انسان! خودت به ياري خود برخيز تا كامروا شوي. (نامشخص)
اولين طليعه عشق آخرين
اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است. (نامشخص)
او پرسيد چرا اين كار را
او پرسيد: چرا اين كار را براي من انجام دادي؟ من شايسته اش نبودم، هيچ وقت كاري برايت انجام ندادم. شارلوت جواب داد: تو دوست…
اهل خرد پيشتاز روزگار
اهل خرد، پيشتاز روزگار خويش اند. (ارد بزرگ)
آنهايي كه از شكست و ربرو
آنهايي كه از شكست و ربرو شدن با تنشها ميهراسند، هرگز مزهي كاميابي را نخواهند چشيد. (كيم وو چونگ)
آنگاه كه نمي دانم چه مي
آنگاه كه نمي دانم چه مي گويم، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست. (ارد بزرگ)
آنكه براي بهروزي آدميان
آنكه براي بهروزي آدميان تلاش مي كند و راه درست را نشان مي دهد، بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش جاري…
آنقدر كه احساسات و
آنقدر كه احساسات و خيالات در زنان اثر دارد، امور عقلاني موثر نيست. (لارشفوكولد)





