قاموس سخن
آن لطف و تغيير حالتي كه
آن لطف و تغيير حالتي كه بيهوده در عشق و سفر مي جوييم، موسيقي به ما مي دهد. (مارسل پروست)
آن كه ميخواهد نيكوكاري
آن كه ميخواهد نيكوكاري كند، بر در ميكوبد و آن كه عشق ميورزد، در را باز خواهد ديد. (رابيندرانات تاگور)
آن كه شيريني تنهايي و
آن كه شيريني تنهايي و آرامش را چشيد، از ترس و گناه رسته [=رهايي يافته] است. (بودا)
آن كه دانست زبان بربست و
آن كه دانست زبان بربست و آن كه مي گفت ندانست. (احمد شاملو)
آن كه به صبح مي انديشد
آن كه به صبح مي انديشد، هميشه مي خندد. (گوته)
آن كه آرزوي سروري دارد
آن كه آرزوي سروري دارد، بايد هنر بسيار داشته باشد. (بزرگمهر)
آن كس كه قوي و زورمند
آن كس كه قوي و زورمند است و مي تواند با مشت تواناي خود دهان ضعيفي را درهم بشكند، بايد بداند كه مشت سنگين تري…
آن كس كه از اول مي داند
آن كس كه از اول مي داند به كجا مي رود، خيلي دور نخواهد رفت. (ناپلئون بناپارت)
آن حس زيبادوستي كه مرد
آن حس زيبادوستي كه مرد را در انتخاب همسر راهنمايي مي كند، زماني كه به همجنس گرايي تنزل مي يابد گمراه مي گردد. (آرتور شوپنهاور)
اميد و آرزو آخرين چيزي
اميد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر برمي دارد. (ژان ژاك روسو)





