قاموس سخن
او از مردم گريزان است
او از مردم گريزان است، اما مردم به دنبال او مي دوند، زيرا او پيشاپيش آنها است… چقدر مردم گلّه صفت هستند. (نيچه)
آه! جوان ها! افسوس كه
آه! جوان ها! افسوس كه شما قيمت و بهاي وقت را نمي دانيد! (گوته)
آنها كه غم كمتري دارند
آنها كه غم كمتري دارند، با خودنمايي بيشتري مي گريند. (نامشخص)
آنگاه كه سنداني آهن
آنگاه كه سنداني [ =آهن ضخيم ]، پا برجا باش، روزي كه چكش گشتي محكم تر بكوب. (نامشخص)
آنكه مي تواند نسبت به
آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن بيم ندارد. (نامشخص)
آنكه امروز را از دست مي
آنكه امروز را از دست مي دهد، فردايي را نخواهد يافت. خوشبختي آينده در بهره بردن از زمان حال است. (نامشخص)
آنقدر دانش آدمي را كفايت
آنقدر دانش آدمي را كفايت است كه راه راست را از كج و نيكبختي را از بدبختي شناسد. (نامشخص)
انساني كه به حقيقت دست
انساني كه به حقيقت دست يافته چگونه مي تواند دروغ بگويد؟ براي چه بايد دروغ بگويد؟ او هيچ دروغي براي گفتن ندارد. (اشو)
انسانهاي بدخواه و
انسانهاي بدخواه و چشمتنگ براي ديگران مايهي دردسر هستند، ولي براي خودشان، مايهي شكنجه و آزار. (ويليام پن)
انسانها به نسبت ظرفيتي
انسانها به نسبت ظرفيتي كه براي كسب تجربه دارند عاقل به شمار مي روند. كساني خوشبخت هستند كه از تجربه ي ديگران استفاده مي كنند…





