قاموس سخن
آن كه چهار حس ظريف تر
آن كه چهار حس ظريف تر هنر را ندارد، مي كوشد همه چيز را با زمخت ترين حس پنجم خود دريابد؛ اين است حس دراماتيك!…
آن كه برنامه ها را از
آن كه برنامه ها را از پايان به آغاز مورد گفتگو و ارزيابي قرار مي دهد، براستي در حال سرپوش گذاري بر روي چيزي است….
آن كسي بزرگترين است كه
آن كسي بزرگترين است كه بتواند تنهاترين باشد، پنهان ترين، رهپويي متفاوت از ديگران، انساني فراسوي نيك و بد، سرور فضيلت هاي خويش و لبريز…
آسيبهايي را كه ديگران
آسيبهايي را كه ديگران (به راستي يا خيالي) به تو ميرسانند، ببخش و فراموش كن؛ به دل نگير. (پرمودا باترا)
آن قدر جوان نيستم كه هر
آن قدر جوان نيستم كه هر چيز را بدانم. (اسكار وايلد)
آن چه برخي مردم در يك
آن چه برخي مردم در يك پياده روي كوتاه مي بينند، بسيار بيشتر از كساني است كه به دور دنيا مسافرت مي كنند. (نامشخص)
اميد ستون نگهدارندهي
اميد، ستون نگهدارندهي جهان است و روياي انساني بيدار. (نامشخص)
آموزش و پرورشي كه هويت
آموزش و پرورشي كه هويت راستين آدمي را بارز نسازد، بيثمر است. (آبراهام مازلو)
آموختن تنها سرمايه اي
آموختن تنها سرمايه اي است كه ستمكاران نمي توانند به تاراج ببرند. (جبران خليل جبران)
امروزه بسياري از افراد
امروزه بسياري از افراد كامياب دنيا ميگويند كه در زمان ركود اقتصادي بيش از زمان رونق اقتصادي پول درآوردهاند. (نامشخص)





