قاموس سخن
براي اينكه شرايطي
براي اينكه شرايطي، باثبات [=پايدار] باشد، لزومي ندارد خوشايند هم باشد. (والتر بنيامين)
براي اينكه بفهميم كسي
براي اينكه بفهميم كسي خوب است يا بد بهترين راه آن است كه او را سزار رم كنيم. (جرج برنارد شاو)
براي اين كه تصوير خوبي
براي اين كه تصوير خوبي از خودتان داشته باشيد، كاري براي كسي بكنيد. (پرمودا باترا)
براي آنكه پرواز كني
براي آنكه پرواز كني، پيكر خويش را به حال خود رها مكن. (ارد بزرگ)
براي آگاهي از استعدادها
براي آگاهي از استعدادها و محدوديت هايتان، هيچ كس مناسب تر از خودتان نيست. (پائولو كوئيلو)
برآنم كه اگر يك فرد به
برآنم كه اگر يك فرد به مراتب بالاي روحي برسد، همهي جهان با او صعود ميكنند و اگر فردي سقوط كند، همهي جهان را به…
بر سر سفره مي نشينند و
بر سر سفره مي نشينند و چيزي با خود نمي آورند، حتي اشتهايي خوب! و حال ناسزا مي گويند كه «همه چيز نادرست است.» (نيچه)
بر اين باورم كه پس از
بر اين باورم كه پس از گرسنگي و چه بسا پيش از آن، تنهايي بزرگترين مسئله بشر است. (نامشخص)
بدون هدايت هيجان و
بدون هدايت هيجان و احساسات، استدلال و اصول قدرتي ندارند. (نامشخص)
بدون ترديد افراد بشر
بدون ترديد، افراد بشر حاضر نيستند كه همگي بطور يكسان و برابر از گرسنگي بميرند و بي گمان براي آخرين تكه ناني كه مي ماند…





