قاموس سخن
براي هركس لازم است كه به
براي هركس لازم است كه به كششهاي منفي خود، “نه” بگويد. (استيو چندلر)
براي منتقد خُردهگير
براي منتقد [=خُردهگير]، همكارانش، برترين مرجعيت را دارا هستند و نه مردم. و از آن كمتر، نسلهاي آينده. (والتر بنيامين)
براي ما كه هميشه از
براي ما كه هميشه از خويشتن خويش مي گذريم چشم اندازي جز آنچه خودمان هستيم وجود ندارد، چرا كه ما حتي صاحب [ =دارنده ي…
براي كسي كه شگفت زده ي
براي كسي كه شگفت زده ي خود نيست معجزه اي وجود ندارد. (نامشخص)
براي كاميابي به تنها
براي كاميابي، به تنها چيزي كه نياز داريد، آگاهي تازه و راستيني است كه به راستي، در آرزوي ناب شما در مورد آنچه با همهي…
براي شفاي تن بايد روح را
براي شفاي تن بايد روح را شفا داد. (فلورانس اسكاول شين)
براي زمان خود به همان
براي زمان خود، به همان گونه برنامهريزي كنيد كه براي داراييتان! (پرمودا باترا)
براي رسيدن به خوشبختي
براي رسيدن به خوشبختي، راهي وجود ندارد، چرا كه خوشبختي، خود يك راه است. (وين داير)
براي دستيابي به آرامش
براي دستيابي به آرامش خيال و صفاي باطن، روح را بر جسم خويش برتري دهيد، نه جسم را بر روح. (وين داير)
براي خودتان آيين و
براي خودتان، آيين و تشريفاتي به وجود آوريد كه تنها از آن خودتان باشد و با يك راه “ميانبر”، شما را به دگرگوني برساند. (استيو…





