قاموس سخن
براي آزاد بودن بايد
براي آزاد بودن، بايد مسئوليت كارهايمان را بپذيريم. (لئوبوسكاليا)
براستي اي كاش جنون شان
براستي؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود، يا وفاداري و يا عدالت؛ اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن و آسودگي…
بر دوستي كه حسود باشد
بر دوستي كه حسود باشد، ايمن نمي توان بود. (بزرگمهر)
بدي را نبينيد به بدي
بدي را نبينيد؛ به بدي نينديشيد؛ با بدان گفتگو نكنيد. (پرمودا باترا)
بدون سختيها نميتوان
بدون سختيها، نميتوان رشد كرد. (آنتوني رابينز)
بدون انگيزه و شوق همه ي
بدون انگيزه و شوق، همه ي خوبيهاي ديگر، مفهوم خود را از دست خواهند داد. (وينستون چرچيل)
بدكار تا كردار بَدش بَر
بدكار تا كردار بَدش بَر ندهد، شادي بيند، ولي چون كردار بدش بَر دهد، بدي بيند. نيكوكار نيز تا كردار نيك او بَر ندهد، بدي…
بدترين پريشاني پريشاني
بدترين پريشاني، پريشاني عقل است و بزرگترين مصيبت ها از ناداني برخيزد. (لقمان)
بدبختي پولدار شدن اين
بدبختي پولدار شدن اين است كه بايد با پولدارها زندگي كني. (نامشخص)
بدانيد كه براستي چه هدفي
بدانيد كه براستي چه هدفي را دنبال ميكنيد، ولي براي دستيابي به آن انعطاف نشان بدهيد. (برايان تريسي)





