قاموس سخن
براي درك كردن چيزي بايد
براي درك كردن چيزي، بايد آن را سراسر شناخت. (لئوبوسكاليا)
براي چيدن ستارهها گاهي
براي چيدن ستارهها، گاهي نيز لازم است ديوانهوار رفتار كنيم. دلهاي ديوانه هم گاهي ميتوانند شكسته شوند و ستارههاي درخشان خود را دانه دانه فرو…
براي تقديم گل به ديگران
براي تقديم گل به ديگران، به انتظار مراسم تدفين آنها نباشيد. (نامشخص)
براي پا گرفتن يك دوستي
براي پا گرفتن يك دوستي قديمي نياز به زمان زيادي نيست. (نامشخص)
براي بالا رفتن پاهاي
براي بالا رفتن، پاهاي خويش را به كار گيريد! مگذاريد شما را بالا كشند. بر سر و بر گُرده ي بيگانگان منشينيد! (نيچه)
براي اينكه زيبايي رخسار
براي اينكه زيبايي رخسار، روشني كلام، نيكي و استواري منش برجا بماند، سايه نيز همان اندازه ضروري است كه نور. (نيچه)
براي اينكه بتوانيد پرنده
براي اينكه بتوانيد پرنده رسم كنيد، بايد پرنده باشيد. (نامشخص)
براي ايمان داشتن بايد
براي ايمان داشتن بايد حصار پيشداوري ها را برچيد. (پائولو كوئيلو)
براي آنكه بتوانيم از
براي آنكه بتوانيم از حكمت خود برخوردار گرديم بايد گهگاه از ديوانگي خود بهره مند شويم. (نيچه)
براي افشاندن نور دو راه
براي افشاندن نور، دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا بايد شمع بود، يا آينه اي كه شمع را بازتاب مي دهد. (نامشخص)





