قاموس سخن
برايت آرزومند لقمه اي
برايت آرزومند لقمه اي چرب و هاضمه اي [ =گوارنده ] خوبم. كتابم را اگر بگواري، مرا نيز با آن فرو برده اي! (نيچه)
براي همگان حكومت كردن
براي همگان، حكومت كردن بر خانه از هر جاي ديگر و هر امر ديگري دشوارتر است. (آندره موروا)
براي ميهماني هر قدر هم
براي ميهماني هر قدر هم خرج كني، بالاخره از ياد ميهمان خواهد رفت. (مثل اسكاتلندي)
براي ماندگاري پنداري جز
براي ماندگاري، پنداري جز پاكي روان نداشته باش. (ارد بزرگ)
براي كسي كه كاملاً در
براي كسي كه كاملاً در برابر تجربه هاي جديد راحت (باز) است و حالت تدافعي نمي گيرد، هر لحظه، مي تواند سرشار از تازگي باشد….
براي كاميابي در نوآوري
براي كاميابي در نوآوري، بايد بتوانيد به آسودگي، ستارههاي درون خود را بيرون بريزيد. اين به چَم آن است كه اجازه بدهيد، همهي چيزهاي درون…
براي شكستهاي زندگي
براي شكستهاي زندگي، برنامهريزي كنيد. (استيو چندلر)
براي زمان خود همانند
براي زمان خود، همانند دارايي خود، برنامهريزي كنيد. (پرمودا باترا)
براي رسيدن به كاميابي
براي رسيدن به كاميابي نبايد از شكست هاي پيشين خيلي ساده بگذريد، شناخت موشكافانه آنها، پيشرفت شما را در پي خواهد داشت. (ارد بزرگ)
براي دستيابي به نيروي
براي دستيابي به نيروي مفيد و توانايي پيروزمندانه ي مهار احساسات، شما نيازمنديد كه با احساسات خود، برخورد تازه اي داشته باشيد. (نامشخص)





