قاموس سخن
بدگماني نسبت به يك دوست
بدگماني نسبت به يك دوست، به مراتب بدتر از اين است كه به راستي، فريب او را خورده باشيد. (پرمودا باترا)
بدترين چيز در مورد بردگي
بدترين چيز در مورد بردگي اين است كه دست آخر، برده ها به آن خو مي گيرند. (ارسطو)
بدانيد كه هر ناكامي و
بدانيد كه هر ناكامي و شكستي، شما را به اندوختههاي بيشتري در ژرفاي وجودتان راهنمايي ميكند. (گاندي)
بد نيست بخواهيم آنها كه
بد نيست بخواهيم آنها كه دوستشان داريم، بهترينها باشند، ولي اين امر را هرگز با جاري كردن سيلي از خردهگيريهاي منفينگرانه نميتوانيم برآورده كنيم. (لئوبوسكاليا)
بخشايش آسان خواهد بود
بخشايش، آسان خواهد بود، اگر ديگران را با خود يكي بدانيم، كاستيهاي خود را باور داشته باشيم و بپذيريم همه به يك اندازه آمادهي انجام…
بچهها بنا به خواست و
بچهها بنا به خواست و آرزوي شما، بزرگ ميشوند و شكل ميگيرند. (نامشخص)
بايد هوش و مهارت خود را
بايد هوش و مهارت خود را به كار بريم؛ چيزي كه ديروز، غيرممكن بود و امروز دشوار است، فردا با خوشي و رضايت، پذيرفته خواهد…
بايد دگرگوني ها را دوست
بايد دگرگوني ها را دوست بداريم، زيرا دگرگوني، تنها چيزي است كه قطعيت دارد. (آنتوني رابينز)
بايد چنين وانمود كنيد كه
بايد چنين وانمود كنيد كه تواناييهاي شما هيچ مرزي ندارد. (نامشخص)





