آزادي در گرو اختيار

آزادي در گرو اختيار، مسئوليت و تعهد است؛ در قبال آن، همواره بهايي بايد پرداخت. (لئوبوسكاليا)

Continue Reading...

از يك نقطه مشخص ديگر

از يك نقطه مشخص، ديگر راهي براي بازگشت وجود ندارد؛ به اين نقطه مشخص مي توان دست يافت. (فرانتس كافكا)

Continue Reading...

از هر کس و هر چيز مطمئن

از هر کس و هر چيز مطمئن مباش (کورش کبير)

Continue Reading...

از نظر من بسيار روشن است

از نظر من بسيار روشن است كه تا با اين كره‌ي خاكي ارتباط نزديك برقرار نكنيم، هرگز سبب نگاهباني از آن را درك نخواهيم كرد….

Continue Reading...

از مرد بزرگ و نيک سخن

از مرد بزرگ و نيک سخن بپرس (کورش کبير)

Continue Reading...

از كي تاكنون نابغه

از كي تاكنون، نابغه بودن، ستودني شده است؟ (نامشخص)

Continue Reading...

از فرمانروايان رويگردان

از فرمانروايان رويگردان شدم چون ديدم آنچه را كه اكنون فرمان روايي مي خوانند؛ يعني چانه زني و سوداگري بر سر قدرت با فرومايگان! (نيچه)

Continue Reading...

از ژرفايي تيره مي آييم

از ژرفايي تيره مي آييم، در ژرفايي تيره به پايان مي رسيم و اين درنگ درخشان را زندگي مي ناميم. (نيكوس كازانتزاكيس)

Continue Reading...

از ديگران تقليد نكن خود

از ديگران تقليد نكن، خود را بشناس و آنچه هستي باش؛ بدان كه در دنيا كسي مثل تو نيست. (ديل كارنگي)

Continue Reading...

از درخت گلابي نمي‌توان

از درخت گلابي نمي‌توان چشم‌داشت ميوه‌ي سيب داشت! حتي اگر روي درخت نوشته شود كه “اين درخت سيب است!”، حقيقت دگرگون نمي‌شود و حتي اگر…

Continue Reading...