قاموس سخن
آزادي در گرو اختيار
آزادي در گرو اختيار، مسئوليت و تعهد است؛ در قبال آن، همواره بهايي بايد پرداخت. (لئوبوسكاليا)
از يك نقطه مشخص ديگر
از يك نقطه مشخص، ديگر راهي براي بازگشت وجود ندارد؛ به اين نقطه مشخص مي توان دست يافت. (فرانتس كافكا)
از هر کس و هر چيز مطمئن
از هر کس و هر چيز مطمئن مباش (کورش کبير)
از نظر من بسيار روشن است
از نظر من بسيار روشن است كه تا با اين كرهي خاكي ارتباط نزديك برقرار نكنيم، هرگز سبب نگاهباني از آن را درك نخواهيم كرد….
از كي تاكنون نابغه
از كي تاكنون، نابغه بودن، ستودني شده است؟ (نامشخص)
از فرمانروايان رويگردان
از فرمانروايان رويگردان شدم چون ديدم آنچه را كه اكنون فرمان روايي مي خوانند؛ يعني چانه زني و سوداگري بر سر قدرت با فرومايگان! (نيچه)
از ژرفايي تيره مي آييم
از ژرفايي تيره مي آييم، در ژرفايي تيره به پايان مي رسيم و اين درنگ درخشان را زندگي مي ناميم. (نيكوس كازانتزاكيس)
از ديگران تقليد نكن خود
از ديگران تقليد نكن، خود را بشناس و آنچه هستي باش؛ بدان كه در دنيا كسي مثل تو نيست. (ديل كارنگي)
از درخت گلابي نميتوان
از درخت گلابي نميتوان چشمداشت ميوهي سيب داشت! حتي اگر روي درخت نوشته شود كه “اين درخت سيب است!”، حقيقت دگرگون نميشود و حتي اگر…





