قاموس سخن
آرامش هماهنگي و نظم
آرامش، هماهنگي و نظم، زماني وجود دارند كه هر چيزي در جاي خود باشد. (كيم وو چونگ)
آرام باش اي دل غمگين! از
آرام باش اي دل غمگين! از شِكوه بس كن؛ پشت ابرها هنوز خورشيد مي درخشد؛ سرنوشت تو همان است كه ديگران دارند. در هر زندگي…
اديسون مي گويد من در هر
اديسون مي گويد من در هر شكست توانسته ام راههاي به نتيجه نرسيدن آن پديده را كشف كنم. (برايان تريسي)
آدمي نمي تواند به طبيعت
آدمي نمي تواند به طبيعت فرمان بدهد، مگر آنكه قوانين ابدي آن را بپذيرد. تنها با وجود چنين شناختي است كه طبيعت فرمانبردار آدمي مي…
آدمي ثمره ي باورهاي
آدمي، ثمره ي باورهاي خويش است. (آنتوان چخوف)
آدمي بايد با قالبهاي
آدمي بايد با قالبهاي فكري مبارزه كند و به هيچ چيزي خو نگيرد. (آبراهام مازلو)
آدمها ديگر براي سر
آدمها ديگر براي سر درآوردن از چيزها وقت ندارند. همه چيز را همين جور حاضر آماده از دكانها مي خرند. اما چون دكاني نيست كه…
آدم عادي منتظر مي ماند
آدم عادي منتظر مي ماند تا فرد ديگري در او انگيزه ايجاد كند و تصور مي كند كه شيوه تفكر او نتيجه شرايط و زندگي…
آدم بي مغز و پر گو
آدم بي مغز و پر گو، مانند آدم ولخرج و بي سرمايه است. (نامشخص)
ادراك ناپخته ابزار سنجش
ادراك ناپخته، ابزار سنجش هيچ چيز نميتواند بود. (افلاطون)





