قاموس سخن
از نظر من بسيار روشن است
از نظر من بسيار روشن است كه تا با اين كرهي خاكي ارتباط نزديك برقرار نكنيم، هرگز سبب نگاهباني از آن را درك نخواهيم كرد….
از كي تاكنون نابغه
از كي تاكنون، نابغه بودن، ستودني شده است؟ (نامشخص)
از فرمانروايان رويگردان
از فرمانروايان رويگردان شدم چون ديدم آنچه را كه اكنون فرمان روايي مي خوانند؛ يعني چانه زني و سوداگري بر سر قدرت با فرومايگان! (نيچه)
از ژرفايي تيره مي آييم
از ژرفايي تيره مي آييم، در ژرفايي تيره به پايان مي رسيم و اين درنگ درخشان را زندگي مي ناميم. (نيكوس كازانتزاكيس)
از ديگران تقليد نكن خود
از ديگران تقليد نكن، خود را بشناس و آنچه هستي باش؛ بدان كه در دنيا كسي مثل تو نيست. (ديل كارنگي)
از درخت گلابي نميتوان
از درخت گلابي نميتوان چشمداشت ميوهي سيب داشت! حتي اگر روي درخت نوشته شود كه “اين درخت سيب است!”، حقيقت دگرگون نميشود و حتي اگر…
از جدال و كشمكش غير واجب
از جدال و كشمكش غير واجب و بدون هدف بپرهيزيد. (جان كايزل)
از پست فطرت و بداصل قرض
از پست فطرت و بداصل قرض مگير و وام مده زيرا تنزيل زياد بايد داد و همواره بر در خانه تو بايستد و کسان بگمارد…
از آينده هاي امكان پذير
از آينده هاي امكان پذير روي نگردان، مگر آنكه مطمئن شوي هيچ چيزي براي يادگيري از آنها نداري. (ريچارد باخ)





