بنا كردن زندگي بر پايه
بنا كردن زندگي بر پايه هاي راستي و درستي، خواهانِ دانستن تفاوت درست و نادرست و به كار بستن اين دانش است. (زيگ زيگلار)
بنا نيست فرزندان ما
بنا نيست فرزندان ما هميشه از آن ما باشند. آنها در آينده، شوهران و همسران اشخاص ديگر و پدر و مادر نوههايمان خواهند بود. (نامشخص)
بندي كه به دست نمي بُرد
بندي كه به دست نمي بُرد، با دندانش ببُر. (نيچه)
بنياد دگرگوني هر كس از
بنياد دگرگوني هر كس، از خود و با خودش آغاز ميشود، البته به شرط آنكه اين ارتباط دروني، ژرف، هميشگي و بس باشد. (استيو چندلر)
بنياد حيات ما بر مبناي
بنياد حيات ما بر مبناي وجدان و عقل است، نه غريزه و هوس. (مونتن)
بنياديترين اصل در طبيعت
بنياديترين اصل در طبيعت آدمي، اشتياق [=آرزو] فراوان اوست به گرامي داشته شدن. (ويليام جيمز)
بنياد زندگي هم خط شدن
بنياد زندگي، هم خط شدن با راهتان است. (شري كارتر اسكات)
به راستي كارهاي آدمي
[ به ] راستي كارهاي آدمي چه خنده آور و ضد و نقيض و ناپايدار است! (مارك تواين)
به احتمال زياد دانش طي
به احتمال زياد، دانش طي هزاران سال اسير وجدان كاذب بوده است و زندگي متفكران بزرگ با تحقير خود و عقده هاي پنهاني بسيار همراه…
به احساسات خود توجه كنيد
به احساسات خود توجه كنيد و هرگز آن را بي ارزش قلمداد نكنيد. (نامشخص)





