براي اينكه هيچگاه دچار
براي اينكه هيچگاه دچار درد و رنج نشوي، به هيچ چيز به عنوان من و يا مال من نچسب. (نامشخص)
براي اينكه وطن پديد آيد
براي اينكه وطن پديد آيد، مدرسه اي و قبرستاني كافي است. (نامشخص)
براي برآوردن ميزان
براي برآوردن ميزان هوشمندي يك حاكم، نخستين روش اين است كه ببينيد چه افرادي را به دور خود گرد آورده است. (جان ماكسول)
براي اينكه يك عمر با
براي اينكه يك عمر با كاميابي، همه چيز را ياد بگيريد، بايد بدانيد كه يادگيري ِ راه يادگيري، كليد يادگيري ِ فوري است. (پَت وايمَن)
براي بالا رفتن پاهاي
براي بالا رفتن، پاهاي خويش را به كار گيريد! مگذاريد شما را بالا كشند. بر سر و بر گُرده ي بيگانگان منشينيد! (نيچه)
براي بخشيدن و فراموش
براي بخشيدن و فراموش كردن، نيازي نيست كه نيرومند و دارا باشيد. هرچه باشيد و هر كه باشيد، اگر بخواهيد، ميتوانيد؛ دشوار نيست. (پرمودا باترا)
براي برقراري روابط
براي برقراري روابط دوستانه، طرح و حل اختلافات ثمربخش تر از سرپوش گذاردن بر روي آنهاست. (سولون)
براي بسياري از مرغان
براي بسياري از مرغان، تنها خوردن غذا مهم است و پرواز اهميتي ندارد. (ريچارد باخ)
براي به دست آوردن گلهاي
براي به دست آوردن گلهاي كوچك بايد سالها تلاش كرد. (ويليام بليك)
براي بشر بنيادي تر از
براي بشر بنيادي تر از بررسي حقيقت، جستجوي ارزش آن بوده است و متافيزيسين ها همگي به دنبال ارزش گذاري مفاهيم متضاد بوده اند. (نيچه)





