از اينكه در زمان‌هاي

از اينكه در زمان‌هاي ضرورت [=بايستگي]، مبلغ هنگفتي پول خرج كنيد، هراس نداشته باشيد. (كيم وو چونگ)

از اينكه در كنارم هستي

از اينكه در كنارم هستي بسيار شادم؛ بودنت به من كمك مي كند كه دريابم دنيا چقدر زيباست. (گوته)

از باشگاه من نمي‌توانم

از باشگاه “من نمي‌توانم، ترسناك است” بيرون آييد و به مردمان كامياب بپيونديد. (جك كانفيلد)

از اينكه زندگي تان پايان

از اينكه زندگي تان پايان مي يابد نترسيد. از اين بترسيد كه زندگي را هيچ گاه آغاز نكنيد. (جان هنري نيومن)

از برفي كه بر پشت بام

از برفي كه بر پشت بام همسايه است شكايت مكن؛ در حالي كه جلوي خانه خودت كثيف و پر برف است. (كنفوسيوس)

از بسياري چيزهاي بزرگ

از بسياري چيزهاي بزرگ مي‌گذريم، ولي به ندرت، در امور جزئي، از خودگذشتگي مي‌كنيم. (گوته)

از به زبان آوردن

از به زبان آوردن پرسش‌هاي نابخردانه هرگز نترسيد؛ زيرا آسان‌تر از ارتكاب به كارهاي نادرست و نابخردانه است. (پرمودا باترا)

از بهار عشق و جواني بهره

از بهار عشق و جواني بهره بگير و باقي را هر چه هست به فرشته ي نيكوكاري واگذار؛ چرا كه زمان به زودي اين حقيقت…

از بي شرم مال مگير

از بي شرم مال مگير (کورش کبير)

از بيشتر كتابها تنها چند

از بيشتر كتابها تنها چند نقل قول باقي مي ماند؛ چرا از اول نقل قول ها را ننويسيم؟ (نامشخص)