آدمي بايد براي ابتكار و

آدمي بايد براي ابتكار و آفريدن، از غرور “آفرينش” برخوردار باشد. (آبراهام مازلو)

آدمي براي اين خلق نشده

آدمي براي اين خلق نشده كه به رموز عالم حيات پي ببرد، بلكه براي زندگي كردن در آن خلق شده است. (نامشخص)

آدمي براي اينكه بتواند

آدمي براي اينكه بتواند با بخشي از دنياي بيرون دوست بشود، بهتر است با همان بخش از دنيا كه در درون او جاي دارد، دوستي…

آدمي براي شك كردن آفريده

آدمي براي شك كردن آفريده نشده، براي پرسيدن آفريده شده است. (نامشخص)

آدمي به دليل نياز به

آدمي به دليل نياز به مراقبت و كمك ديگران با آنها ارتباط برقرار مي كند. (نيچه)

آدمي به ضعف خويش آگاهي

آدمي به ضعف خويش آگاهي دارد و نمي خواهد در برابر آن ايستادگي نمايد، بلكه خود را به آن تسليم مي كند. (ميلان كوندرا)

آدمي به كار كمتر گرايش

آدمي به كار كمتر گرايش دارد تا به امكانات ديگر خشنود شدن. بيشتر انسانها به اجبار كار مي كنند و اين فرار طبيعي از كار…

آدمي به ضعف خويش

آدمي به ضعف خويش آگاهي دارد و نمي خواهد در برابرش مقاومت ورزد، بلكه خود را به آن تسليم مي كند. آدمي خود را از…

آدمي پيوسته نتيجه ي سخن

آدمي پيوسته نتيجه ي سخن خود را مي درود. (فلورانس اسكاول شين)

آدمي تنها آنچه را كه مي

آدمي، تنها آنچه را كه مي دهد، باز مي ستاند. بازي زندگي؛ بازي بومرنگها است. (فلورانس اسكاول شين)