روح و جان با خدمت كردن
روح و جان با خدمت كردن بيدار مي شوند. (نامشخص)
روح والا به خويشتن
روح والا به خويشتن احترام مي گذارد. (نيچه)
روحي كه در پيكر ما وجود
روحي كه در پيكر ما وجود دارد، كم و بيش تكامل نيافته است. با هر گامي كه در فراز و نشيب زندگي مي نهيم، در…
روحي كه بتواند به گونه
روحي كه بتواند به گونه اي به كنش بپردازد كه انسان كامل و راستگويي را به بشريت ارائه نمايد، سزاوار تمام نيكي ها بوده و…
روحي كه زيبايي را مي
روحي كه زيبايي را مي بيند گاهي تنها مي ماند. (گوته)
رودخانه به اين دليل به
رودخانه به اين دليل به انسانها آرامش ميبخشد كه بيهيج شك و ترديدي به سوي جايي كه بايد برود، در جريان است و مسير خود…
روحيه مجموعه ي ميليونها
روحيه، مجموعه ي ميليونها جريان عصبي است كه در درون ما رخ مي دهد؛ به عبارت ديگر، جمع كل تجربه هاي ما در هر لحظه…
رودخانه هاي عظيم نيروي
رودخانه هاي عظيم، نيروي خود را مديون جويبارهاي كوچكند. (مثل يوگوسلاوي)
روز هاي خوش براي كژانديش
روز هاي خوش براي كژانديش بسيار كوتاه و روز كيفر بسيار دراز است. (ارد بزرگ)
رودها و صخرهها و درختان
رودها و صخرهها و درختان هميشه با ما سخن گفتهاند، ولي ما گوش سپردن به آنها را از ياد بردهايم. (نامشخص)





