روان مردِ دُر وَند
روان مردِ دُر وَند [= دروغ پرست، ديو پرست، گمراه، ناپاك] در نخستين گام به پايگاه انديشهي بد درآيد. پس در دومين گام به پايگاه…
روانشناسي بار ديگر راهي
روانشناسي بار ديگر راهي است براي رسيدن به مسايل بنيادين. (نيچه)
روح از عشق بيكران و بي
روح از عشق بيكران و بي پايان، مايه ميگيرد؛ و تنها آرزويش دستيابي به آرامش و سازش است. (وين داير)
رواني كه مي داند دوستش
رواني كه مي داند دوستش دارند، اما خودش كسي را دوست ندارد، ژرفاي وجودش را آشكار مي كند، يعني آن رسوبها بالا مي آيند. (نيچه)
روبرو شدن با چيزي كه در
روبرو شدن با چيزي كه در زندگي شما نتيجه نميدهد، كمابيش به اين معناست كه شما سرگرم انجام كاري پريشان كننده و دردسرساز هستيد. (جك…
روح انسان آب را ميماند
روح انسان آب را ميماند، از آسمان فرود ميآيد و بر آسمان برميبالد و آنگاه دوباره به زمين باز ميگردد، يك پيوستگي ابدي. (گوته)
روح انسان مانند يك
روح انسان مانند يك اتوبوس از شخصيتهاي گوناگون پر شده است؛ بستگي دارد رانندهي آن اتوبوس، كدام يك از اين شخصيتها باشد. (پال توئيچل)
روح بايد چون گُل از خاك
روح بايد چون گُل از خاك، نازكي و بوي خوش برگيرد، از زندگي فرزانگي يابد و با پيروزي بر دنيا، از بند آن برهد. (جبران…
روح جهان از خوشبختي
روح جهان از خوشبختي انسانها سيراب ميشود و يا از بدبختي، ناكامي و حسادت آنها. (پائولو كوئيلو)
روح خود را با خشم وکين
روح خود را با خشم وکين آلوده مساز (کورش کبير)





