ما در عصر اطلاعات

ما در عصر اطلاعات [ =دانستنيها ] زندگي مي كنيم؛ نمودار درجه اول فرهنگ ما ديگر صنعت نيست، بلكه ارتباطات است. (آنتوني رابينز)

ما در گونه اي زندان

ما در گونه اي زندان زندگي مي كنيم، گونه اي جعبه. اين جعبه در جعبه اي ديگر كه خود در جعبه اي ديگر گذاشته شده…

ما در مدرسه چگونگي

ما در مدرسه، چگونگي انجام هر چيزي، به جز درست زندگي كردن را مي آموزيم. (پيتر مك ويليام)

ما در هر پرسش نبايد چشم

ما در هر پرسش نبايد چشم براه پاسخ باشيم؛ بلكه بايد توقع پيدايش انبوهي از پرسشهاي تازه را داشته باشيم و به امكان مطرح شدن…

ما در همه ي سستي هايمان

ما در همه ي سستي هايمان، گوهري از توان داريم كه اي كاش آن را بشناسيم. در اين زمينه نيز مانند ديگر چيزها، آگاهي از…

ما دنيا را آنچنان كه هست

ما دنيا را آنچنان كه هست نمي بينيم، زيرا ماهيت امور از نقطه نظرهاي گوناگون قابل تفسير است. (آنتوني رابينز)

ما دو چيز را مي‌توانيم

ما دو چيز را مي‌توانيم براي فرزندانمان به ارث بگذاريم: نخست، ريشه‌هايي كه آنها را بر زمين پابرجا نگه دارد و دوم، بال‌هايي كه آنها…

ما دوست نداريم كه ديگران

ما دوست نداريم كه ديگران ما را فريب دهند، ولي از فريب ديگران هم عبرت نمي گيريم. (بلز پاسكال)

ما را براي فضيلت ها

ما را براي فضيلت ها بيشتر كيفر مي دهند. (نيچه)

ما ديگران را تنها تا آن

ما ديگران را تنها تا آن بخش از جاده كه خود پيموده ايم مي توانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)