ما به وسيله چهار چيز با

ما به وسيله چهار چيز با مردم در تماس هستيم. ارزش موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي شود : آنچه انجام مي…

ما به وسيله ي انديشه هاي

ما به وسيله ي انديشه هاي خود پيشرفت مي كنيم و از نردبان تصوري كه از خويشتن داريم بالا مي رويم. (نامشخص)

ما بيش از هر چيز دوست

ما بيش از هر چيز دوست داريم هر آنچه را كه سرّي است به ديگران بگوييم. (نيچه)

ما بهايي گزاف براي

ما بهايي گزاف براي خردمند بودن مي‌پردازيم. خرد، آسيب‌زا نيز به شمار مي‌آيد. (نامشخص)

ما بيشتر از شكست‌هايمان

ما، بيشتر از شكست‌هايمان مي‌آموزيم تا از كاميابي‌ها. بيشتر با دريافتن اينكه چه كاري نبايد انجام دهيم، درمي‌يابيم كه چه كاري بايد انجام دهيم و…

ما بيشتر براي از ياد

ما بيشتر براي از ياد بردن درد و رنج خويش به آينده پناه مي بريم؛ در پهنه ي زمان، خطي را تصور مي كنيم كه…

ما بيشتر زمانها به

ما بيشتر زمانها به درهايي كه شادي را بر ما بسته است، نگاه مي كنيم، اما هيچ گاه كسي را كه برايمان درهاي شادي را…

ما تنها آن چيزي را مي

ما تنها آن چيزي را مي شناسيم كه گرايش به آن داريم و قادر به آن هستيم. (نامشخص)

ما پذيرفته ايم كه به بخش

ما پذيرفته ايم كه به بخش هايي از وجود خود اجازه بودن ندهيم و درنتيجه مجبور هستيم انرژي رواني بسياري را صرف پنهان نگه داشتن…

ما پيوسته بايد به دنبال

ما پيوسته بايد به دنبال ايده‌هاي تازه باشيم. (گوردون مور)