با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟

با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟ پیش لب و رویت شکر و شیر چه باشد؟ در خواب سر زلف تو می‌بینم و…

Continue Reading...

با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟

با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟ راز سر گردان عاشق پیشهٔ غم کشته را؟ آب چشم من ز سر بگذشت و می‌گویی بپوش…

Continue Reading...

با یار بی‌وفا نتوان گفت حال خویش

با یار بی‌وفا نتوان گفت حال خویش آن به که دم فرو کشم از قیل و قال خویش من شرح حال خویش ندانم که چیست…

Continue Reading...

با من از شادی وصل تو اثر چیزی نیست

با من از شادی وصل تو اثر چیزی نیست دل ریشست و تن زار و دگر چیزی نیست دل من بردی و گویی که ندانم…

Continue Reading...

باد بهار می‌دمد و من ز یار دور

باد بهار می‌دمد و من ز یار دور با غم نشسته دایم و از غمگسار دور آنرا که در کنار به خون پروریده‌ایم خون در…

Continue Reading...

باد بویی از دو زلفت وام کرد

باد بویی از دو زلفت وام کرد سوی چین آورد و مشکش نام کرد غمزهٔ آهووش گو افگنت تیر غم در دیدهٔ بهرام کرد دانهٔ…

Continue Reading...

بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن

بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن آب این جا تیره شد، جای دگر باید شدن وحشت آباد است این، زین جا سبک بیرون…

Continue Reading...

باد سهند بین که برین مرغزارها

باد سهند بین که برین مرغزارها چون می‌کند ز نرگس و لاله نگارها؟ در باغ رو، که دست بهار از سر درخت بر فرقت از…

Continue Reading...

باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته‌ای

باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته‌ای تیغ ستم کشیده‌ای، ترک وفا گرفته‌ای من طلب تو چون کنم؟ چون به تو در رسم؟ که تو…

Continue Reading...

باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی

باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی توفان موج خیزم زین چشم تر بریزی هر ساعتی به شکلی، هر لحظه‌ای بینگی دوداز دلم برآری،…

Continue Reading...