این چنین نقشی اگر در چین بود

این چنین نقشی اگر در چین بود قبلهٔ خوبان آن ملک این بود این چنین رخسار و دندان و جبین مشتری، یا زهره، یا پروین…

Continue Reading...

این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست

این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست کار دلم نه بر نهج کار دیگرست از هیچ یار بر دلم این بار غم نبود یاران، مدد،…

Continue Reading...

این دلبران که می‌کشدم چشم مستشان

این دلبران که می‌کشدم چشم مستشان کس را خبر نشد که، چه دیدم ز دستشان؟ بر ما در بلا و غم و غصه بر گشاد…

Continue Reading...

این همه پروانها، سوخته از چپ و راست

این همه پروانها، سوخته از چپ و راست شمع شب ما بود، راه شبستان کجاست؟ شحنه اگر دوست بود، این همه بیداد چیست؟ وین همه…

Continue Reading...

با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی

با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی راضی شدم که بینم روی ترا به خوابی صد نامه مشق کردم در شرح مهربانی نادیده از…

Continue Reading...

با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی

با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی نتوان دل به تو دادن، که به جوری و به جنگی آهوی چشم تو، ای ترک…

Continue Reading...

با دگری بر غم من عقد وصال بسته‌ای

با دگری بر غم من عقد وصال بسته‌ای ورنه به روی من چرا در همه سال بسته‌ای؟ گرهوس شکار دل نیست ترا؟ ز بهر چه…

Continue Reading...

با دشمنان ما شد هم خانه آشنایی

با دشمنان ما شد هم خانه آشنایی کرد از فراق ما را دیوانه آشنایی روزی هزار نوبت از شمع عارض خود ما را بسوخت همچون…

Continue Reading...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی چون ترا از دل من نیست خبر هیچ مگوی چند گویی که حدیث تو به زر…

Continue Reading...

با زلف او مردانگی باد صبا را می‌رسد

با زلف او مردانگی باد صبا را می‌رسد وز روی او دیوانگی زلف دو تا را می‌رسد هست از میان او کمر بر هیچ، آری…

Continue Reading...