آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین

آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین انگشت رنگ داده و انگشتوانه بین روی سیاه چرده و زلف سیاه کار چشم سیاه تنگ خوش…

Continue Reading...

آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست

آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟ انصاف توان داد که با لطف وجودش بنیاد وجود دگران از…

Continue Reading...

آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو

آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو ای دوستان، بسوخت مرا، زینهار ازو! گرد از تنم به قد برآورد و همچنان بر دل…

Continue Reading...

آن تیر بالا را ببین ز ابرو کمانها ساخته

آن تیر بالا را ببین ز ابرو کمانها ساخته از تیر چشم مست خود آهنگ جانها ساخته جان در بلای زلف او تن، مبتلای زلف…

Continue Reading...

آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه

آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه و آن تن که کشیدی به کمنمدش جذبوه و آن دیدهٔ دریا شده را درد و…

Continue Reading...

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای مشک ختاست، گر چه صوابش نبشته‌ای هر نامهٔ جمال که در باب حسن تست زان خط مشک رنگ…

Continue Reading...

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟ با او مرا به بوسه جواب و سؤال بود با آن رخ چو ماه و جبین…

Continue Reading...

آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانم

آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانم تا آنکه رخش دیدم، او من شد و من آنم در آینه جز رویی ننمود مرا، زین…

Continue Reading...

آن زخم، که از تو بر دل ماست

آن زخم، که از تو بر دل ماست مشنو که به مرهمی توان کاست کی وعده وفا کنی تو امروز؟ کامروز ترا هزار فرداست زلفت،…

Continue Reading...

آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز

آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز گفتم که عاشقم، به گمان اوفتاد باز گفتم ز پرده روی نماید، نمود، لیک اندر درون پردهٔ جان…

Continue Reading...