اگر از حال ما پرسی بپرس از طره جانان
اگر از حال ما پرسی بپرس از طره جانان پریشانان نکو دانند احوال پریشانان ملک آسوده در خلوتسرا و دادخواهان را دریغا خون کند در…
آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم وانکه حیران تو بیش از دگرانست منم آنکه از کوی تو ای خانه برانداز امید بسته رخت سفر و…
باین خوشم که زدردت بدیده خواب ندارم
باین خوشم که زدردت بدیده خواب ندارم ولی دریغ که دردم فزون و تاب ندارم رسیده ضعف بجائی مرا که از من خسته تو حال…
بر من نیندازد نظر بی اعتباری را ببین
بر من نیندازد نظر بی اعتباری را ببین باشم براهش خوارتر از خار، خواری را ببین آسوده در خلوت شهم کی می دهد دربان رهم…
ببخشا ای که میر کاروانی
ببخشا ای که میر کاروانی بواپس مانده ای بر ره روانی درین گلشن من آنمرغ غریبم که بر شاخی ندارم آشیانی فغان نو بدام افتاده…
ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته ای
ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته ای قتل ما را چه بوقت دگر انداخته ای کشته ناز تواند اینهمه خونین کفنان که درین بادیه…
بدل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر
بدل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر بلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوشتر بطاعت کن زپیری میل در عهد شباب افزون که خوش…
برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند وزکی شنوم، کز تو شنیدن نگذارند ای وای بر آن مرغ گرفتار که در دام پایش بگشایند و پریدن…
بساقی گفت در میخانه مستی
بساقی گفت در میخانه مستی بدستی ساغر و مینا بدستی که عهد دوستی با ما نگارا چرا بستی و بی موجب شکستی بپرس از ما…
برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست
برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست برکن دل از کسی که دلش مایل تو نیست تا چند گوئیم که بخوبان مبند دل ناصح…





