دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم بگردون گر کشم سرباز می خواهم که برگردم ز شوق پای بوس آن سهی سرو روان…
دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای در گل از رشک رخت صد خار خار افکنده ای عرض عارض کرده در باغ بر فصل بهار…
دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد هر موی بر تنم مژه اشکبار شد آب حیات من بزمین قطره قطره ریخت صرف ره محبت آن گلعذار…
دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من عیشها می کرد دل تا صبح از پهلوی من یار وحشی طبع و من معتاد الفت چون کنم…
ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت شد خلیل خلوت خلت ز ماه و خور گذشت آب چشمم راست طوف آستانت آرزو هر…
رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم یار پروای من زار ندارد چه کنم دلم از طعنه اغیار بجان آمد و یار خبر از…
رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما
رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما عشق می دانیم و بس اینها نمی دانیم ما نیست ما را در جهان با هیچ کاری…
رحمی باسیران شب تار نداری
رحمی باسیران شب تار نداری بر روز قیامت مگر اقرار نداری جورست ترا کار و درین کار که هستی با هیچ کسی جز دل من…
روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم سویت از بیم رقیبانت گذر کم کرده ایم ناله ما را از سگان کوی او شرمنده…
روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
روزی که پیش خویش نبینم حبیب را دارم هزار شوق که بینم رقیب را در پیش گل مشاهده خار می کند چون رشک مضطرب نکند…





