گفتم صنما بهر چه در هر نظری
گفتم صنما بهر چه در هر نظری از غمزه خدنگ می زنی بر جگری گفتا که ز جای دگرست این تأثیر بالله که مرا نیست…
گفتم صنما مرا پریشان کردی
گفتم صنما مرا پریشان کردی قصد دل و دین غارت ایمان کردی گفتا ز منست مستی از ساغر نیست بر من به کمان ظلم بهتان…
گل خرگه سبزه غنچه زد در گلزار
گل خرگه سبزه غنچه زد در گلزار شد سیم شکوفه بر سر سبزه نثار سر از لب جویبار زد سبزه تر ز آیینه آب بر…
ماییم که نیست هیچ کس همدم ما
ماییم که نیست هیچ کس همدم ما ما در غم کس نه ایم و کس در غم ما نی ما خبر از مردم عالم داریم…
ما را هدف تیر بلا کرد فلک
ما را هدف تیر بلا کرد فلک با محنت و درد مبتلا کرد فلک از یار و دیار خود جدا کرد فلک فریاد ز ظلمی…
ماهی که شدم واله رخساره او
ماهی که شدم واله رخساره او بربود دلم نرگس خونخواره او آن به که ز من مدام گردد پنهان چون نیست مرا طاقت نظاره او
مشتاق وصال تو کسی نیست که نیست
مشتاق وصال تو کسی نیست که نیست حیران جمال تو کسی نیست که نیست بد حال ز حال تو کسی نیست که نیست خالی ز…
نقاش ازل که صورت یار کشید
نقاش ازل که صورت یار کشید نقش و خال و زلف و رخسار کشید از بهر ظهور معنی آن صورت را بر دیده طالبان دیدار…
هر چند که خواستیم از دوست مراد
هر چند که خواستیم از دوست مراد بر وعده در امید بر ما نگشاد در دهر بسازیم بمحنت امروز چون وعده راحت بقیامت افتاد
هر دلبر پر جفا که در عالم هست
هر دلبر پر جفا که در عالم هست از روی وفاست ناصح عاشق مست در منع هوا رسم جفا عاشق را کافیست ز دلبران نصیحت…





