زمستان
زمستان دی کودک بیماری از رنج برودتها پیش پدر نادار میکرد شکایتها میگفت که بابا جان ترسم که بمیرم زار امشب خنک افزوده بسیار به…
ز لعلش نشهء صد جام خيزد
ز لعلش نشهء صد جام خيزد زچشمش گردش ايام خيزد ز حسرت ماه گردون آب گردد مه من گر به كنج بام خيزد شود مرغول…
زمين ما به ده بورى ست باور ميكنى يا نه
زمين ما به ده بورى ست باور ميكنى يا نه نه آب آنجا نه اَو مورى ست باور ميكنى يا نه پى آبادى اش نى…
زنجير پا
زنجير پا اين كه دارد آتشى بر فرق و دودش بر هواست نيست سگرت جان شيرين واصل لب هاى ماسىت راست دودش بر جگر چون…
زندگى در گردن دانا
زندگى در گردن دانا زندگى در گردن دانا وبالى بيش نيست زيستن تا نيست گرديدن خيالى بيش نيست آن كه بر وى تهمت بار امانت…
سپيد و سياه
سپيد و سياه دو توسن دارد اين چرخ كهن توز يكى را شب بود نام و يكى روز يكى را از سياهى زنگ بر پاى…
ساقى فرخار
ساقى فرخار خيزيد و دو سه ساغر سر شار بياريد ساغر ز كف ساقى فرخار بياريد ابرست و بهارست و گُل و لاله فروان سبزينه…
سپيده
سپيده بامدادان كه شفق دل خون پالا داشت مرغ خوش لهجه ى حق به چمن غوغا داشت آسمان چادر قيرينه ز دوش افكنده گوشوار پرن…
سخنى كو به تكلف شود آماده ضيا
سخنى كو به تكلف شود آماده ضيا نه ز لطف و نه ز تاثير نشانى دارد تنها حقيقت ها از اشعار شاعر انعكاس يافته است…
سر به سر مجلس
سر به سر مجلس قضا نصيب كه كرده است اينقدر مجلس؟ به غير ما كه نماييم سر به سر مجلس چنانكه مجلسيان تا به گوش…





