بهين زندگى جز چهل سال نيست
بهين زندگى جز چهل سال نيست رسد چونكه پنجاه پر وبال نيست چو شد شصت اندر تن آمد شكست چو هفتاد شد آلت افتاد…
بوى پيراهن
بوى پيراهن آب گشتيم و ز موج ما صدائى بر نخاست تار گشتيم و ز ساز ما نوائى بر نخاست غنچه را خون ساختيم و…
بوى جنون
بوى جنون من آن افسرده گلبرگم كه خون در دل نهان دارم به لب گر خنده اى دارم بپاس باغبان دارم ز كنج سينه ام…
بيا
بيا بيا كه يك دل و يك رنگ و يك زبان باشيم براى وحدت اين قوم جان فشان باشيم بيا كه زحمت مورى به عمد…
بيتو كابل خوشم نمى آيد
بيتو كابل خوشم نمى آيد گل و سنبل خوشم نمى آيد به خيابان و تخته پل سوگند كه سر پل خوشم نمى آيد دور از…
بوى كافور
بوى كافور نى بهار و گل و نه سرو ياسمن گم كرده ام رنگ و بوى نالهء مشك ختن گم كرده ام سيل بى پرواى…
بیاد حضرت صائب تبریزی
بیاد حضرت صائب تبریزی خیزید و یکی ساغر لبریز بیارید ساغر ز کف ساقی تبریز بیارید شعری دوسه از صائب تبریز بخوانید یاد از سخنان…
بينى خميرى
بينى خميرى بيا به جاده، ببين پاى پاك قيرى را بيا ملاحظه كن بينىِ خميرى را بيا بيا و بخوان درس روزتيرى را ز گوشه…
پايان شب
پايان شب شق شد افق و سپيده ى صبح گرديد فروز ديده ى صبح بالك زده سوى گلشن آمد روح آمد و جانب تن آمد…
پس پرده
پس پرده پير من اهل ريا بود نمى دانستم رند آلوده قبا بود نمى دانستم در تهء خرقه صنم داشت نمى فهميدم رهبر راه خطا…





