اين خيل خران خانه خرابم كردند
اين خيل خران خانه خرابم كردند برباد به آتش همچو آبم كردند صد شكوه نا گفته گره ماند به دل خاموش به صورت كتابم كردند…
آئينه
آئينه چهره بنماى يكدم اى سمين عذار آئينه را بيقرار خويش كن سيماب وار آئينه را بر فگن گيسوى مشكين را بروى همچو ماه جلوه…
با تصمين يك مصرع از رودكى
با تصمين يك مصرع از رودكى از احمد ضيا قاريزاده كاروان شهيد ما كه بى آب و نان شديم شديم مضطر و ناتوان شديم شديم…
با تضمين يك مصرع از رودكى
با تضمين يك مصرع از رودكى از احمد ضيا قاريزاده كاروان شهيد ما كه بى آب و نان شديم شديم مضطر و ناتوان شديم شديم…
بابه خاركش
بابه خاركش غلام همت والاى بابه خار كشم كه خار غم كشد و منت خسان نكشد بدست و بازوى خود اتكا كند دايم ز دستگيرى…
با نادان نشستن
با نادان نشستن به محفل دور از ياران نشستن چو گل افسرده و پژمان نشستن چو مو در آتش غم تاب خوردن ز آب ديده…
با نشئه درويشي در ساز و دمادم زن
با نشئه درويشي در ساز و دمادم زن تا پخته شوي خود را بر سلطنت جم زن اقبال پير جام باز آ و ز پير…
باج عروسى
باج عروسى كلبى بچهء مقصود ساكن ركاخانه زن كرده و درمانده در پيسه ى طويانه بى كندو و بى ارزن افتاده به فكر زن دارد…
باز پرس
باز پرس آه از صداى هارن موتر سوار ها آه از غرور اين همه سرمايه دار ها مركوب، مار كفچه و راكب چو اژدهاست بر…
باز ديد استاد قاريزاده از روحانيت محمود طرزى
باز ديد استاد قاريزاده از روحانيت محمود طرزى روح سرگردان در كنار سواحل بوسفور گذرم شد به سوي اهل قبور شب سيه خيمه كرده…





