آمدم پشت درت ليك صدا نا كرده
آمدم پشت درت ليك صدا نا كرده رفتم از كوى تو بامان خدا نا كرده زين قيامت كده رفتيم و بحسرت رفتيم قامت سرو تو…
آمد بهار و سبز نشد بوستان ما
آمد بهار و سبز نشد بوستان ما سبز است اين سخن بسر دوستان ما لبريز شد ز سبزه و گل پهنه اى چمن از خار…
آن خداوندى كه اضداد آفريد
آن خداوندى كه اضداد آفريد صيد پيدا كرد و صياد آفريد نوش خند اندر لب شيرين نهاد اشك شور از ديده ى خونين كشاد شام…
آن روز كه مشرق را هنگام قيام آيد
آن روز كه مشرق را هنگام قيام آيد اين دشنه جوهردار بيرون ز نيام آيد افغانى و ايرانى، ترك و عرب و هندى سازند چنان…
آنان که پله بین اند چون دانه های ماش اند
آنان که پله بین اند چون دانه های ماش اند در وقت لول خوردن بنگر چه در تلاش اند یک روزخود فروشند یک روز خود…
انگشتر يادگار
انگشتر يادگار بر سر نعش برادر، خواهرى داشت آه و ناله و شور و شرى مويه ميكرد و همى ميكَند موى در عزاي سرو سمين…
انسان و زندگى
انسان و زندگى زندگى چيست! به جز زمزمه ى سوزى و سازى يا قصه ى نشيب و فرازى يا جلوه ى مردم گذارى برق…
اى ابر گهربار
اى ابر گهربار نوبهار است تو اى ابر گهربار ببار دُر ناب عرضه كن و لؤلؤِ شهوار ببار به دل سوخته ى باديه آبى…
اوصاف شاعر
اوصاف شاعر دكاندار هر چه بى انصاف خوب است خريدار هرچه منفى باف خوب است ز صد بيكار يك خركار بهتر ز صد خياط يك…
اى آسمان
اى آسمان خرمن پروانه را آتش بزن خوشه فانوس را كن شعله ريز تا كه دانى از سفيلان كن دفاع تا توانى بر غريبان كن…





