کسی که پرتو انوار لامکانی یافت

کسی که پرتو انوار لامکانی یافت فراغت از همه آشوب این جهانی یافت به ذرهای نخرد های و هوی سلطانان دلی که بر در حق…

Continue Reading...

کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند

کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند ز عشق سینه که رنجور شد شفا چه کند اگر نظر نگمارد به عاشق درویش عتابت…

Continue Reading...

کسی که دل طرف زلف یار میکشدش

کسی که دل طرف زلف یار میکشدش اگر فکند در آن حلقه دست می رسدش رخ تو سوخت به خط جان و دودها برخاست دگر…

Continue Reading...

کسی که دوست ندارد ز جان ندارد حظ

کسی که دوست ندارد ز جان ندارد حظ که جسم دور ز جان از جهان ندارد حظ حظر چو کوثر است به خلد آب خضر…

Continue Reading...

کشت چشم تو ام به شیوه و ناز

کشت چشم تو ام به شیوه و ناز نظری سوی کشتگان انداز خستگان را به پرسشی دریاب بیدلان را به وعده‌ای بنواز دل بیچاره شد…

Continue Reading...

کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد

کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد در شب هجران در و دیوارم از باران فتاد خط لبش کرد آرزو خال آن ذقن طالع نگر کین…

Continue Reading...

کعبه کویش مراد است این دل آواره را

کعبه کویش مراد است این دل آواره را با مراد دل رسان یا رب من بیچاره را دل در آن کو رفت و شد آواره…

Continue Reading...

کنار آب و لب جویبار و گوشه باغ

کنار آب و لب جویبار و گوشه باغ خوش است با صنمی سرو قد به شرط فراغ نواخت ریختها در چمن مغنی آب ترانه های…

Continue Reading...

که خبر برد به بار از من مبتلای غمگین

که خبر برد به بار از من مبتلای غمگین که لبش بریخت خونم به بهانه های رنگین شب هجر دلفروزان چو سحر ندارد امشب تو…

Continue Reading...

کی چاره درد من بیچاره ندانست

کی چاره درد من بیچاره ندانست دل خون شد ازین درد و جز این چاره ندانست دردم به طبیب ار چه بدینگونه نگفتند چون بود…

Continue Reading...