شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم

شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم به ناله همدم و با درد همنشین باشم مرا که مهر دلفروز در دلست چو صبح…

Continue Reading...

شبی که روی تو ما را چراغ مجلس شد

شبی که روی تو ما را چراغ مجلس شد به سوختن دل پروانه‌اش مهوس شد دو چشمت از دل و دین آنچه داشتم بردند توانگری…

Continue Reading...

شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دین

شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دین چرا آن ترک کافر کیش غارت می کند چندین در آن صف کو…

Continue Reading...

شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون

شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون که از دل بروما نیارده شبیخون گر آن مه پذیرد ز من ناله و آه از اینان متاعش فرستم…

Continue Reading...

شهید تیغ عشق آر بی گناه است

شهید تیغ عشق آر بی گناه است به جنت جای ماه در پیشگاه است ز عشق امروز هر کو سرخ رو نیست به محشر نامه…

Continue Reading...

شوخی از چشم تو عجب نبود

شوخی از چشم تو عجب نبود مردم مست را ادب نبود پیش رویت دو زلفت طرفه فناد از آنکه یک روز را در شب نبود…

Continue Reading...

شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت

شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت دید عقل و دل بر ما هر دو یکجا برد و رفت بر سر…

Continue Reading...

شوخ چشمیم کشد دل که کشد از نازم

شوخ چشمیم کشد دل که کشد از نازم همنی دار که خود را بر بار اندازم من چو شمعم که گرم سوز به پایان برسد…

Continue Reading...

شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدش

شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدش گر خون من از شوخی ریزد بگذاریدش من که آن روز کز خشم به کف تیغی گونی بر…

Continue Reading...

صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد

صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد بهمدمان کهن دوستی به جا آورد رسید باد مسیحا دم ای دل بیم بر آر سرکه طبیب آمد…

Continue Reading...