رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش
رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش از دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریه جز اشک…
روز عید است و من امروز بر آن در میرم
روز عید است و من امروز بر آن در میرم که دهم حاصل سیروزه و ساغر گیرم دو سه ماه است که دورم ز رخ…
روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست
روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست وین شب فرقت ما را سحری پیدا نیست با تو سوز دل عشاق مگر در نگرفت زانکه…
روز نشاطست و عیش باده بیارید و جام
روز نشاطست و عیش باده بیارید و جام زآنکه به جان آمدم در غم ناموس و نام هست مرا آرزو یک دو مراد از جهان…
روز و شب از غم عشق تو در اندیشه درم
روز و شب از غم عشق تو در اندیشه درم گرنه از صبر از هجر تو به هر لحظه درم اشک همچون در و رخساره…
روزی که به من ناز و عتابت به حساب است
روزی که به من ناز و عتابت به حساب است آن روز مرا روز حساب است و عذاب است گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم…
روی او از زلف دیدن می توان
روی او از زلف دیدن می توان گل شب مهتابه چیدن می توان گرچه زلف او ز سر تا پا جفاست این جفا از وی…
روی تو دیدم سخنم روی داد
روی تو دیدم سخنم روی داد از آینه طوطی به سخن در فتاد صوفیم و معتقد نیکوان کیست چو من صوفی نیک اعتقاد خانه چشمم…
روی تو به جز آینه دیدن که تواند
روی تو به جز آینه دیدن که تواند زلف تو به جز شانه کشیدن که تواند قند دهنت شربت خاصی که ز لب سخت دیدن…
روی تو قبله مناجات است
روی تو قبله مناجات است دیدنت احسن العبادات است آگه از راز آن دهان و میان عالم السر والخفیات است مخلصان را وصال تست خیال…





