رخ تو نور به ماه تمام می‌بخشد

رخ تو نور به ماه تمام می‌بخشد چو خلعتی که شهی با غلام می‌بخشد مرا که کشته مجرم ز لب پیام رسان که باز عمر…

Continue Reading...

رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید

رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید مراد است که حاسد نمی تواند دید دگر به صومعه خلوت نشین کجا بیند مرا که بی…

Continue Reading...

رخت رشک قمر گفتیم گفتیم

رخت رشک قمر گفتیم گفتیم دهانت را دهانت را شکر گفتیم گفتیم رقیبت را که سگ بسیار ازو به چه شد گر زین بتر گفتیم…

Continue Reading...

رخت گلبرگ خودرو می‌نماید

رخت گلبرگ خودرو می‌نماید در او از ناز کی رو می‌نماید ز خوبی‌ها که در تست از هزاران دهانت یک سر مو می‌نماید خیال عارضت…

Continue Reading...

رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است

رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است پیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف است وآن لب…

Continue Reading...

رخی چنین که تو داری کدام مو دارد

رخی چنین که تو داری کدام مو دارد خدا همیشه ز چشم بدت نگه دارد بکش نخست مرا گر گه محبت تست که بنده از…

Continue Reading...

رفت از دست من آن زیبانگاری چون کنم

رفت از دست من آن زیبانگاری چون کنم نیست در دسٹم عنان اختیاری چون کنم در همه احوالم او بودی که بودی غمگسار این زمان…

Continue Reading...

رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش

رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش آشنا ناشده بیگانه شد از عاشق خویش نوش ناکرده هنوز از می وصلش جا می خوردم…

Continue Reading...

رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز

رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز می کند جور به باران وفادار هنوز طرفه کاری که رسید از غم او کار…

Continue Reading...

رفتم از دست من بی سر و پا را دریاب

رفتم از دست من بی سر و پا را دریاب پادشاهی ز سر لطف گدا را دریاب بی گل وصل دل آزرده شد از خار…

Continue Reading...