دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود خانه روشن شد و دیدیم همو آمده بود تا به بینیم به طلعت میمون فالش فرعه انداخته…
دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب
دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب ای دل اگر عاشقی دیده بپوشان ز خواب پیش خیالت که هیچ دور مباد از نظر خواب…
دوش چشمم ز فراق تو به خون تر میشد
دوش چشمم ز فراق تو به خون تر میشد آه من بی مه رویت به فلک بر میشد اشک میآمد و میشست ز پیش نظرم…
دوشم دل از غم تو بر آتش همیتپید
دوشم دل از غم تو بر آتش همیتپید وز دیده با خیال لبت آب میچکید زآن لب چو میشنید حدیثی دل کباب میسوخت چون نمک…
دوشم خیال روی تو در سر فتاده بود
دوشم خیال روی تو در سر فتاده بود گوشی در بهشت برویم گشاده بود تا تو ز در درآنی و مجلس دهی فروغ شب نا…
دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود
دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود اشکم ز دیده سوی درت هم روانه بود در سر می صبوحی و در دیدهها خمار جان…
دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود
دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود غمخانه درویش به از خلد برین بود هم دولت سلطانی و هم پایه شاهی در بارگه عشرت ما…
دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود
دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود تا روز دو دست من و آن زلف دوتا بود مجلس خوش و دل جمع و مرتب همه…
دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد
دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد فتنه آورد بمن روی بلا پیش آمد زلف مشکینش اگر داشت به عاشق سر جنگ با من آن…
دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را
دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را شرمنده ساختی همه روز آفتاب را تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماست بر خلق تشنه حکم…





