در صحبت دوست جان نگنجد

در صحبت دوست جان نگنجد شادی و غم جهان نگنجد در خلوت قرب و حجره انس این راه نیابد آن نگنجد ما خانه خراب کرد…

Continue Reading...

در علم محققان جدل نیست

در علم محققان جدل نیست از علم مراد جز عمل نیست کفش خضر و عصای موسی شایسته پای و دست شل نیست اگر فکر کی…

Continue Reading...

در عشق تو ترک سر چه باشد

در عشق تو ترک سر چه باشد از دوست عزیزتر چه باشد جان نیز اگر فرستم آنجا این تحفه مختصر چه باشد ای مردم چشم…

Continue Reading...

در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد

در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد هیچ عاشق را ز یاری درد بی باری مباد ناز های و هوی مستان زاهدان در…

Continue Reading...

درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوست

درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوست برآمد از دل درویش خسته الله دوست چو آفتاب نشست و چراغ ها افروخت درون خلوت دلها به…

Continue Reading...

در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است

در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است هر قطره از و قابل سیلی است که خیلی است سهل است به چشم من…

Continue Reading...

در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست

در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست در بهشت عدن جائی خوشتر از کوی تو نیست بامدادان از پشیمانی بماند در خمار هر که…

Continue Reading...

درد تو به از دواست ای دوست

درد تو به از دواست ای دوست اندوه تو جانفزاست ای دوست دریوزه گر در تو از تو جز درد و بلا نخواست ای دوست…

Continue Reading...

درد تو زمان زمان فزون است

درد تو زمان زمان فزون است وین سوز درون ز حد برون است عقل از هوس تو بی قرار است دل در طلب تو بی…

Continue Reading...

درد کز دل خاست درمانیش نیست

درد کز دل خاست درمانیش نیست خون که دلبر ریخت تاوانیش نیست از لبت دورم چو مهجورم ز تو جان ندارد هر که جانانیش نیست…

Continue Reading...