جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا

جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا دریغا تشنه لب خواهیم مردن بر لب دریا کسی کز طلعت خورشید جز گرمی نمی بیند…

Continue Reading...

چاره کس نکند غمزه خونخواره تو

چاره کس نکند غمزه خونخواره تو خون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو کرد با خاک سر و جان عزیزان هموار داغ پیوسته و درد…

Continue Reading...

چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی

چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی به ناز و شیوه نسوزی مرا و نگدازی خس توایم همه کار خس چه باشد سوز تو آتشی و…

Continue Reading...

چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای

چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای بقامت این علم فتنه بر فراخته ای بمهر تو ز زدم صافتر من بیدل چو قلب نیست مرا از…

Continue Reading...

چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم

چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم چگونه پاک سازم باز راه خود نمی دانم اگر ند گریز افتد مرا از جور چشم…

Continue Reading...

چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد

چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد چه دیدهاست برو زیر پا نمینگرد از سایه مگس آن رخ چو میبرد آزار بپوش گو لب شیرین کز…

Continue Reading...

چرا هر دم از پیش ما میگریزی

چرا هر دم از پیش ما میگریزی شهی از گدایان چرا میگریزی به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر که از عاشق بینوا میگریزی چرانی چرا…

Continue Reading...

چراغ عمر ندارد فروغ بی رخ پار

چراغ عمر ندارد فروغ بی رخ پار کراس زهره که بیند طلوع انور یار حدیث عشق مگو جز به رند باده پرست که اهل زهد…

Continue Reading...

چشم اگر اینست و ابرو این و ناز و شیوه این

چشم اگر اینست و ابرو این و ناز و شیوه این الوداع ای زهد و تقوی الفراق ای عقل و دین می‌کشی ناوک ز مژگان…

Continue Reading...

چشم تو التفات به مردم نمی‌کند

چشم تو التفات به مردم نمی‌کند بر خستگان غمزه ترحم نمی‌کند زلفت کشید شانه و گفتا فرو نشین بر آفتاب سایه تقدم نمی‌کند اشکم ز…

Continue Reading...