از باد مکش طره جانانه ما را

از باد مکش طره جانانه ما را زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را آن شمع چگل گو که برقص آرد و پرواز این سوخته دلهای…

Continue Reading...

از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس

از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس میگوی هر چه خواهی من بار خواهم و بس جان دید آن رخ آنگه دانست کز…

Continue Reading...

از برگ گل که نسیم عبیر می‌آید

از برگ گل که نسیم عبیر می‌آید نسیم اوست از آن دل‌پذیر می‌آید حدیث کوثرم از یاد می‌رود به بهشت چو نقش روی و لبش…

Continue Reading...

از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد

از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد کس در نظر نیارد؛ گر نورِ دیده باشد صورت‌نگار داند کز ماه چربد آن رخ با صورت…

Continue Reading...

از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها

از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها کردند پر از نکهت گل‌ها همه دامان‌ها با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه کز رشته زلف تست…

Continue Reading...

از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد

از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد با خیال تو کرا در دل من ره باشد پیش رخسار تو افزون تر ازین آه…

Continue Reading...

از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت

از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت دل نعره بر آورد که جان رفت و روان رفت گر خامه براند گذری پهلو نامش…

Continue Reading...

از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا

از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا گویی ام رو زین در وسلطان وقت و…

Continue Reading...

از حال دل به دوست نه امکان گفتن است

از حال دل به دوست نه امکان گفتن است بر شمع سوز سینه پروانه روشن است از من بگو به مدعی ای یار آشنای من…

Continue Reading...

از در خویش مرا بر در غیری بری

از در خویش مرا بر در غیری بری باز گونی بدر غیر چرا میگذری از تو هم پیش تو هم بر در تو داد مرا…

Continue Reading...