گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس

گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس گفتمش نام لبت گفت این حدیث از جان بپرس گفتمش باری نشانی زان دهان با من بگوی…

Continue Reading...

گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست

گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست عاشق شیفته دل را خبر از عالم نیست عهد بستی که دگر از تو نه بردارم…

Continue Reading...

گر سر طلبی بر درت آریم به دیده

گر سر طلبی بر درت آریم به دیده چون اشک همه جانب کوی تو دیده بگشای به ابروی سیه چشم که بینی از بارب ما…

Continue Reading...

گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم

گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم سر چه باشد هرچه دارم در نظر آرم به چشم گفته بردار از…

Continue Reading...

گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را

گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را آسوده خاطر کردمی این جان غم فرسود را خاکی که نعلین تو سود از دیده دارم…

Continue Reading...

کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را

کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را بهر شکار بلبلان بر گل نهادی دام را پیش گل اندام تو دارد گل اندامی…

Continue Reading...

غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد

غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد سوسن از تر سخنی تو دهان گرد آورد خواست اندیشه برد را به میان و بدهانت تنگ…

Continue Reading...

عمریست که با او دل مسکین نگران است

عمریست که با او دل مسکین نگران است ما در غم و او شادی جان دگران است ای باد مبر خاک کف پاش به هر…

Continue Reading...

عاشقی و بی دلی بیدلبری

عاشقی و بی دلی بیدلبری این همه دارم غربی بر سری آب چشمه من که عین مردمیست ننگرد در حال من گر ننگری این همه…

Continue Reading...

طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن

طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن برد از دهان ننگ نو ننگ شکر سخن از فندق تو هیچ نخیزد به جز نبات…

Continue Reading...