ای روشنی از روی تو چشم نگران را

ای روشنی از روی تو چشم نگران را این روشنی چشم مبادا دگران را با حسن تو و ناز تو سوزی و نیازی جان نگران…

Continue Reading...

ای خاک آستان تو شاهان سر فراز

ای خاک آستان تو شاهان سر فراز در هر دو کون عشق تو محمود و مازیار باشد جمال روی تو خورشید جانفروز پروانه جمال تو…

Continue Reading...

ای آتش سودای توأم سوخته چون عود

ای آتش سودای توأم سوخته چون عود کس را نه بر آید ز تمنای تو مقصود خوبان جهان جمله گدایند و تو سلطان شاهانه زمان…

Continue Reading...

آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت

آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت خود را به چشم مست تو در عین ناز یافت از عشق خواه دولت باقی که در…

Continue Reading...

آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت

آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت دلها بسوخت تیمی و نیمی کباب ساخت صیاد وار غمزة شوخش ز زلف و خال بنهاد دام و…

Continue Reading...

اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او

اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او چون سر زلفش بیفشانم به خاک پای او چشم ما از گریه شد تاریک…

Continue Reading...

از لب او تاخیری بافتیم

از لب او تاخیری بافتیم آب حیات دگری یافتیم گرچه بجستن دهنش کس نیافت ما لب او را شکری یافتیم از پس چندین طلبه آن…

Continue Reading...

از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد

از پرده هرکه رویتْ یک روز دیده باشد کس در نظر نیارد؛ گر نورِ دیده باشد صورت‌نگار داند کز ماه چربد آن رخ با صورت…

Continue Reading...

وصل بتان خانه براندازم آرزوست

وصل بتان خانه براندازم آرزوست ساقی بیا که باده و دمسازم آرزوست چنگ خمیده قامت بسیار گو کجاست کان پیر خشک مغز تر آوازم آرزوست…

Continue Reading...

هرگزم روزی نداد آن طرفة بغداد داد

هرگزم روزی نداد آن طرفة بغداد داد خرمن امید را زآن کرده ام بر باد باد آخر ای سرو چمن دل بنده بالای تست ور…

Continue Reading...